Warning: apache_get_modules() has been disabled for security reasons in /home3/bornaide/public_html/wp-includes/functions.php on line 4247

Warning: in_array() expects parameter 2 to be array, null given in /home3/bornaide/public_html/wp-includes/functions.php on line 4248

Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home3/bornaide/public_html/wp-includes/functions.php:4247) in /home3/bornaide/public_html/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
برنا ایده – برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی https://bornaidea.ir "برنا ایده"، مشاور تخصصی تجارت الکترونیک Sat, 17 Nov 2018 14:10:23 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=4.9.18 دوره فشرده آموزش تبلیغات، بازاریابی و فروش اینترنتی از طریق اینستاگرام https://bornaidea.ir/%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%81%d8%b4%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%aa%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%ba%d8%a7%d8%aa%d8%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%88/ https://bornaidea.ir/%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%81%d8%b4%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%aa%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%ba%d8%a7%d8%aa%d8%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%88/#respond Sat, 15 Sep 2018 11:42:50 +0000 http://bornaidea.ir/?p=3244 دوره آموزشی فشرده بازاریابی و فروش اینترنتی حرفه‌ای از طریق اینستاگرام توسط شرکت «برنا ایده» برگزار می‌شود. مدرس این دوره‌ها دکتر احسان براری، مدیر عامل شرکت برنا ایده و مدرس دانشگاه در حوزه تجارت الکترونیک خواهند بود. این دوره در دو جلسه فشرده در یک روز برگزار می‌شود. (برای مشاهده فیلم های کلاس قبلی برگزار […]

نوشته دوره فشرده آموزش تبلیغات، بازاریابی و فروش اینترنتی از طریق اینستاگرام اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
دوره آموزشی فشرده بازاریابی و فروش اینترنتی حرفه‌ای از طریق اینستاگرام توسط شرکت «برنا ایده» برگزار می‌شود. مدرس این دوره‌ها دکتر احسان براری، مدیر عامل شرکت برنا ایده و مدرس دانشگاه در حوزه تجارت الکترونیک خواهند بود. این دوره در دو جلسه فشرده در یک روز برگزار می‌شود. (برای مشاهده فیلم های کلاس قبلی برگزار شده در این حوزه به سایت www.aparat.com/bornaidea میتوانید مراجعه نمایید).

زمان : سه شنبه سوم مهر ماه 1397 از ساعت 17 الی 21

مکان : مشهد، بلوار دانشجو، دانشجو 29، فرهنگسرای ترافیک

هزینه : چهل هزار تومان

برای ثبت نام آنلاین اینجا را کلیک کنید.

 

 

کلاس های تجارت الکترونیک و کارآفرینی برناایده

کلاس های تجارت الکترونیک و کارآفرینی برناایده

فروش اینترنتی هم اکنون به یکی از روندهای اصلی بازار در ایران تبدیل شده‌است و سهم بالایی از تراکنش‌های انجام شده از طریق اینترنت انجام می‌شود، به طوری که در سال گذشته حجم فروش اینترنتی در کشور به رقم بی‌سابقه 360 هزار میلیارد تومان رسیده است. بنابراین برای هر فروشنده لازم است تا هر چه زودتر ورود حرفه‌ای به دنیای فروش اینترنتی و تجارت الکترونیک داشته باشد و با تبلیغات اینترنتی و بازاریابی اینترنتی، سهم بازار خود را حفظ کرده و ارتقا دهد.

به این سبب شرکت «برنا ایده» به عنوان شرکتی پیشگام در ارائه خدمات و مشاوره و آموزش در حوزه تجارت الکترونیک در شهر مشهد، دوره‌های آموزشی فشرده بازاریابی و تبلیغات و فروش اینترنتی از طریق اینستاگرام را در سطح شهر مشهد برگزار می‌کند.

این دوره فشرده به صورت دو جلسه در یک روز بوده و در فرهنگسرای ترافیک در بلوار دانشجو برگزار می‌شود.

مدرس دوره‌، دکتر احسان براری، مدیر عامل شرکت برنا ایده و مدرس دانشگاه در حوزه تجارت الکترونیک خواهد بود.

تیتر برخی از مواردی که در این دوره آموزشی ارائه خواهد شد به شرح زیر است:

  1. صفحات تجاری اینستاگرام چیست و چگونه صفخات عادی اینستاگرام را به تجاری و تخصصی تبدیل کنیم؟
  2. چگونه فالوورهای هدفمند و مناسب برای کسب و کار خود پیدا کنیم؟
  3. چگونه فالوورهای واقعی و هدفمند پیج خود را بالا ببریم؟
  4. چگونه امنیت صفحه اینستاگرام خود را بالا ببریم به طوری که قابل هک کردن نباشد؟
  5. چگونه امکان پرداخت اینترنتی مبلغ کالا را به صورت مستقیم از اینستاگرام فراهم کنیم؟
  6. چگونه مشتریان را از صفحه اینستاگرام خود به فروشگاه اینترنتی هدایت کنیم؟
  7. آموزش درج لینک چندین سایت یا کانال تلگرام در بیو صفحه اینستاگرام
  8. چگونه از طریق اینستاگرام کمپین‌های تبلیغاتی موثر ایجاد کنیم؟
  9. مفاهیم story, live, tag, hashtag, mention, story highlight, IGTV, location, direct در اینستاگرام چه هستند و چه کاربردی دارند.

 

لازم به ذکر است شرکت‌کنندگان در این دوره آموزشی از مشاوره و پشتیبانی رایگان شرکت برنا ایده، در زمینه بازاریابی و فروش و تبلیغات اینترنتی‌، پس از اتمام دوره بهره‌مند خواهند شد.

علاقه مندان می‌توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره‌ 05138848952 و یا 09152211004 تماس حاصل نمایند.

نوشته دوره فشرده آموزش تبلیغات، بازاریابی و فروش اینترنتی از طریق اینستاگرام اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
https://bornaidea.ir/%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%81%d8%b4%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%aa%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%ba%d8%a7%d8%aa%d8%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%88/feed/ 0
بازاریابی ویروسی – بازی خوب بسازید https://bornaidea.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%af/ https://bornaidea.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%af/#respond Fri, 15 Jun 2018 08:41:57 +0000 http://bornaidea.ir/?p=3239 بازی سازی نیازمند اجرای خوب و در اختیار داشتن لوازم قیاس است. بعضی از این حوزه ها مثل بازی گلف و رتبه ی دانش آموزان، خودشان از قبل، سیستم اندازه گیری و قیاس دارند. همه می توانند بدون کمک دیگران خودشان را در این حوزه ها با بقیه مقایسه کنند؛ چون بازهی امتیازها و رتبه […]

نوشته بازاریابی ویروسی – بازی خوب بسازید اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
بازی سازی نیازمند اجرای خوب و در اختیار داشتن لوازم قیاس است. بعضی از این حوزه ها مثل بازی گلف و رتبه ی دانش آموزان، خودشان از قبل، سیستم اندازه گیری و قیاس دارند. همه می توانند بدون کمک دیگران خودشان را در این حوزه ها با بقیه مقایسه کنند؛ چون بازهی امتیازها و رتبه ها مشخص است و خوب و بدشان هم معلوم. ولی اگر محصول یا ایده ای، خودش چنین چیزی را نداشته باشد، باید «بازی سازی» شود. سامانه ی سنجش و قیاس باید طوری ساخته و پرداخته شود که هر کسی بتواند بفهمد کجای کار است و نسبت به بقیه در چه شرایطی ست. مثل بلیت هایی که رنگهای مختلف دارند و جایگاه و امتیاز هر نفر را با رنگشان مشخص می کنند. شرکت های هواپیمایی این کار را خیلی خوب و تمیز انجام داده اند. این برنامه ی مسافرهای دائمی که از ازل وجود نداشته. بیش از نیم قرن است که بشر می تواند با هواپیما پرواز کند. اما این بازی های تازه ای که خطوط هوایی ساخته اند و مایلها را می شمرند و به ازایشان مسافران را طبقه بندی می کنند، کار تقریبا جدیدی ست؛ و از آنجا که این سطوح برایمان اعتبار اجتماعی می آورند، هر جا مینشینیم درباره شان حرف میزنیم.

کار جالب دیگری که این بازی ها برای مردم می کنند این است که از این طریق می توانند موفقیت های شان را عمومی و برای بقیه تعریف کنند. البته که هرکس می تواند همین طوری خشک و خالی هم از موفقیتهای اش حرف بزند؛ ولی خیلی بهتر است که یک نشانه ی آشنا و ملموس برای دیگران هم در این مسیر، کمک اش کند. «فوراسکوئر» یک وب سایت و شبکه ی اجتماعی مبتنی بر موقعیت است که به مردم امکان میدهد که در هر جایی اعم از کافی شاپ و رستوران و جاهای مختلف دیگر با استفاده از تلفن همراه شان وارد وب سایت شوند و با دیگران ارتباط برقرار کنند. ورودشان به وب سایت باعث میشود دوستانشان را در آن نزدیکیها پیدا کنند. ولی بخش مهم ماجرا این جاست که فوراسکوئر با توجه به تعداد ورود هر کاربر، یک نشان یا در جای خاص به او می دهد. اگر در یک دوره ی شصت روزه در یک مکان مشخص بیش از دیگران وارد فوراسکوئر شوید، به عنوان شهردار آن مکان تاج گذاری می کنید. اگر از پنج فرودگاه مختلف، وارد نام کاربری تان شوید، نشان مارکوپولو را به تان میدهند. کل این نشانها را نه تنها در صفحه ی فوراسکوئرشان نمایش می دهند، که برای جمع کردن اعتبار اجتماعی، بیشترشان را در صفحه ی فیس بوکشان هم به اشتراک می گذارند.

همه ی مردم، مثل همان دوستام که گفتم به کلاسهای پرواز دلتا می رود، دوست دارند نشانها و افتخارات شان را در معرض دید همه بگذارند. ولی در بین راه، حرفی هم از فوراسکوئر میزنند و اگر حرفشان جالب باشد، بقیه هم آن را برای دوستانشان تعریف می کنند و آنها هم بین صحبت هایشان باز نام فوراسکوئر را به زبان می آورند و این یعنی به زودی سر زبانها می افتد.

یک بازی خوب، وقتی ساخته میشود که کاربران اش بتوانند از هیچ، چیزی به دست آورند. خطوط هوایی، وفاداری مشتری را تبدیل کرده اند به سطح و امتیاز. فوراسکوئر می گوید اگر بیشتر از بقیه به یک کافی شاپ مشخص میروید، پس باید از مشتری های دیگرش متمایز باشید. بازی سازها سعی می کنند مردم را ترغیب کنند در مکان ها و شبکه های اجتماعی از موفقیت های شان بنویسند تا حرفی هم از شرکت خودشان به . میان بیاید و بتوانند نامشان را دهان به دهان بین مردم بچرخانند.

سیستم های خاص و برنامه ریزی شده ای که وضعیت بازیکن را با یک نام مشخص نشان میدهند، خیلی ساده تر فهمیده می شوند، حتی برای کسانی که هیچ آشنایی قبلی با اصل ماجرا ندارند. شهردار بودن چیز جالبی به نظر می رسد. ولی شرط میبندم اگر از بیشتر آدمها بپرسید که نشان شهردار بهتر است یا کاربر ویژه یا هر کدام از نشانهای دیگر فوراسکوئر نمی توانند دقیقا بگویند کدام.

شرکتهای ارائه کنندهی کارتهای اعتباری هم با مسائل مشابهی روبه رو هستند. کارتهای طلایی برای کسانی صادر می شود که خیلی بیشتر از دیگران از کارت شان استفاده می کنند و پیشینه ی اعتبارشان همیشه عالی بوده است. ولی همین که شرکت ها تصمیم گرفتند خدمات کارت طلایی را در اختیار همهی مشتریانشان بگذارند، دیگر، متمایز بودن، معنی خودش را از دست داد. این شد که تصمیم گرفتند برای مشتریهای خیلی پولدارشان گزینه های دیگری ایجاد کنند: کارت سپید زر، یاقوت و الماس. ولی سطح کدام شان بالاتر است؟ یاقوت یا الماس؟ سپید زر از یاقوت بهتر است یا بدتر؟ همین ترکیب رنگ ها و سنگهای مختلف، پیچیدگی هایی را به وجود آورد که مشتری ها را در فهم جایگاه شان به مشکل انداخت. نمیدانستند دقیقا کی از کی بهتر است و مقایسه برایشان تقریبا غیرممکن شده بود.

همین را با مدال های المپیکی که کشورتان تا به حال به دست آورده است، مقایسه کنید. آنهایی که نقره گرفته اند، دقیقا معلوم است در چه سطحی بوده اند و جایگاه شان کاملا مشخص است. حتی اگر ندانید دو میدانی چه ورزشی ست و قوانین اش چگونه است، از نوع مدالی که ورزشکار گرفته، می فهمید ستاره است یا فقط کارش خوب است. خیلی از مغازه های بریتانیایی با پیروی از نظام مشابه، مثل چراغ راهنمایی از سه برچسب قرمز، زرد و سبز استفاده می کنند تا میزان شکر و چربی و نمک مواد غذایی مختلف را درجه بندی کنند. ساندویچ های کم نمک با برچسب سبز و سوپهای شور با برچسب قرمز نشانه گذاری شده اند. هرکسی می تواند سریع بفهمد که کدام یک از این موادغذایی برای اش بی ضرر است و همان را انتخاب کند. به همین سادگی.

 

خیلی از رقابتهای بازار یا مسابقه های مختلف هم بازی های خاص خودشان را دارند. نشان تجاری بزرگ «بربری» وب سایتی راه انداخته به نام «هنر ترنچ» که در آن ترکیبی به وجود آورده از برند بربری و کسان که این کتهای ترنچ را می پوشند. بعضی از عکسها هنر دست بزرگترین عکاس های دنیا هستند؛ ولی بین آنها عکسهای مردم معمولی هم دیده می شود که از خود یا دوستانشان گرفته اند، آن هم در حالی که کت ترنج بربری به تن دارند. اگر خوش شانس باشید، بربری عکستان را می گذارد روی وب سایت اش. اگر این اتفاق بیفتد عکس شما هم در آلبوم بربری می رود و نمایندهای شیک پوشی در کل دنیا میشوید.

تصور کنید که عکس تان را انتخاب کنند. اولین کاری که می کنید، چیست؟ به یکی دیگر می گوییدا نه فقط به یک نفر، به خیلیها. اصلا به هر کسی که از راه برسد، می گویید. همان کاری که تقریبا همه بعد از انتشار عکس شان می کنند. وب سایت بربری میلیونها بازدید کننده از صدها کشور جهان برای خودش جمع کرده است و در بازار رقابت، فروش اش را پنجاه درصد بیشتر کرده است.

سایتهای دستور آشپزی از کاربرانشان می خواهند بعد از این که با همین دستور، غذای شان را پختند، عکس اش را برایشان بفرستند. برنامه های کاهش وزن و بدنسازی از دنبال کنندگانشان می خواهند عکس قبل و بعد تمرین شان را برای سایت بفرستند تا مردم ببینند چقدر زیباتر شده اند.

جایزه دادن هم همین قدر جواب می دهد. مردم عاشق این هستند که جایزه های شان را به بقیه نشان دهند. با این کار فرصت پیدا می کنند به بقیه بگویند چقدر خوب و حرفه ای هستند. ولی در خلال فخرفروشی شان مجبورند بگویند جایزه را از چه کسی گرفته اند و همین یعنی تبلیغ موثر برای شرکت جایزه دهنده. .

همه پرسی هم می تواند راه مناسبی برای شناساندن یک شرکت به مردم باشد. نامزدهای یک رای گیری اگر می خواهند اکثریت آرا را به دست آورند و برندهی انتخابات باشند، باید حمایت همه جانبه ی مردم را جلب کنند. این وسط، اسپانسرها حمایت شان را از نامزد منتخب شان اعلام می کنند و آن شخص، هر بار که میخواهد از حامیان اش بگوید، لاجرم نام آن محصول، نشان تجاری یا ایدهی حمایت کننده اش را هم به زبان می آورد. در واقع، جای تبلیغ مستقیم، از نامزدها و طرفدارانشان می خواهند که برای شان تبلیغ کنند.

و همین، کار ما را نزدیک می کند به سومین راه به دست آوردن اعتبار اجتماعی: کاری کنید مردم حس کنند خودی هستند.

 

 

نوشته بازاریابی ویروسی – بازی خوب بسازید اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
https://bornaidea.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%af/feed/ 0
ابداع نوع جدیدی از اعتبار https://bornaidea.ir/%d8%a7%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b9-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1/ https://bornaidea.ir/%d8%a7%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b9-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1/#respond Mon, 11 Jun 2018 16:20:11 +0000 http://bornaidea.ir/?p=3235 بچه ها عاشق کارهای هنری هستند. از نقاشی کشیدن با مداد شمعی و ماکت ساختن با ماکارونی و کاغذ گرفته تا ساختن مجسمه از مواد بازیافتی. عاشق ساختن این جور چیزها هستند. ولی هرکدام از این کارها را هر جا که انجام دهند باز هم همه شان به محض تمام شدن اش یک کار واحد […]

نوشته ابداع نوع جدیدی از اعتبار اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
بچه ها عاشق کارهای هنری هستند. از نقاشی کشیدن با مداد شمعی و ماکت ساختن با ماکارونی و کاغذ گرفته تا ساختن مجسمه از مواد بازیافتی. عاشق ساختن این جور چیزها هستند. ولی هرکدام از این کارها را هر جا که انجام دهند باز هم همه شان به محض تمام شدن اش یک کار واحد می کنند؛ کارشان را به یک نفر دیگر نشان میدهند.

تمایل به «نشان دادن خود به دیگران، تمام عمر با ماست. لباسهای جدیدی را که خریده ایم، به دوستانمان نشان می دهیم و مطالبی را که برای روزنامه های محلی می فرستیم، برای بستگان مان می خوانیم. همین اشتیاق به در میان گذاشتن افکار، عقاید و تجربیاتمان است که این قدر رسانه ها و شبکه های اجتماعی را بین مردم باب کرده است. وبلاگنویسها درباره ی برتری های شان می نویسند، دوست ها در شبکه های اجتمام ناهاری که خورده اند، می نویسند و بعضی ها هم مدام به دولت شان اعي می کنند. همان طور که خیلی از شما هم احتمالا موافق اید، کسان به این شبکه های اجتماعی معتاد شده اند دیگر به هیچ عنوان نمی توان عادت به اشتراک گذاشتن تفکرات، علایق و سلایق شان را ترک کنند همیشه با همه در ارتباط اند.

تحقیقات نشان داده بیش از ۴۰ درصد آنچه مردم درباره اش حرف می زنند، تجربیات یا روابط شخصی ست و تقریبا نیمی از آن چه در اینترنت به اشتراک گذاشته می شود، با محوریت کلمه ی «من» است؛ حالا چه درباره ی کارهایی باشد که الان انجام میدهند یا آنچه برای شان اتفاق افتاده است. ولی چرا مردم این قدر دوست دارند درباره ی نگرش و تجربیات خودشان با بقیه صحبت کنند؟

مساله، چیزی بیش از غرور است. عصب شناس های دانشگاه هاروارد، «جیسون میچاله» و «دایانا تامیر» کشف کردند که اطلاعات دادن درباره ی خود به دیگران، ذاتا ارزشمند است. میچال و تامیر در یکی از همین مطالعات، تعدادی از آدم ها را به دستگاه اسکنر مغز وصل کردند و سوال هایی از آنها پرسیدند. بعضی از سوالها دربارهی عقاید و نگرش شخصیشان بود؛ مثل: «من از ورزش اسکی خوشام میاد» و بعضی دیگر دربارهی سلایق و علایق دیگران بود، مثل «اون سگها رو دوست داره.» متوجه شدند که صحبت کردن درباره ی علایق شخصی دقیقا همان بخش از مغز را فعال می کند که مواردی مثل پول و غذا در آن قرار دارند. بنابراین صحبت کردن درباره ی آخر هفته ای که گذراندید، درست به اندازه ی یه گاز از کیک شکلاتی خوشمزه برای تان لذت بخش است.

این طوری بگویم که مردم آن قدر به حرف زدن درباره خودشان علاقه مندند که حاضرند بابت اش پول هم بدهند. عصب شناس ها در آزمایش دیگر از مردم خواستند در تعدادی آزمایش با محتوای گزینش بین دو مورد شرکت کنند. شرکت کنندگان باید یکی از این گزینه ها را انتخاب می کردند: یا برای چند ثانیه بیکار باشند و همین طوری برای خودشان بگردند یا به سوالی درباره ی خودشان جواب دهند. (مثل «چقدر ساندویچ دوست دارید؟») و آن را با دیگران در میان بگذارند. میچال و تامیر هم خواستند کمی هیجان ماجرا را زیاد کنند، تصمیم گرفتند در ازای انتخاب یک گزینه ی مشخص به شرکت کنندگان پول بدهند. به بعضی از آنها پیشنهاد شد در ازای پرداخت چند سنت بیشتر، چند ثانیه بیکار منتظر بمانند و بعضی دیگر هم اگر قبول می کردند که چند سنت بیش تر بگیرند، باید گزینه ی دیگر را انتخاب می کردند.

نتیجه؟ مردم حاضر بودند از آن چند سنتی که به شان پیشنهاد شده بود، بگذرند و دربارهی خودشان حرف بزنند. خیلی ها حتی از این هم بالاتر می رفتند و حاضر بودند از دستمزدشان ۲۵ درصد کم شود، ولی نظرشان را بگویند. حاضر بودند جای این که خیلی راحت و آسوده پنج ثانیه یک جا بایستند و هیچ کاری نکنند، بروند و نظرشان را با بقیه در میان بگذارند و دربارهی خودشان حرف بزنند. شاید جای این که یک پنی بگیریم و نظرمان را بگوییم، بهتر باشد یک پنی بگیریم و گوش کنیم.

خب تا اینجا مشخص شد که همه دوست دارند درباره خودشان حرف بزنند، ولی واقعا چه چیزی باعث میشود که دربارهی بعضی افکار و تجارب شان بیشتر صحبت کنند؟

بیایید با هم یک بازی کوتاه بکنیم. «کارلا» همکارم، یک مینی ون کوچک دارد. می توانستم خیلی چیزهای دیگر درباره اش بگویم، ولی فعلا می خواهم ببینم فقط با در اختیار داشتن همین یک واقعیت، چه نتیجه گیری هایی می کنید. کارلا چند سال اش است؟ ۲۲ سال اش است؟ ۳۵ یا ۵۷؟ میدانم که داده هایتان برای جواب به چنین سوالی کم است و چیزی درباره اش نمی دانید، ولی تمام منطق تان را به کار بگیرید و حدس های قریب به یقین تان را اعلام کنید.

فکر می کنید بچه دارد؟ اگر داشته باشد، فکر می کنید بچه های اش ورزش می کنند؟ می توانید حدس بزنید چه ورزشی می کنند؟

خوب که حدس های تان را فهرست بندی کردید و جواب های تان را خاطر سپردید، یک جا نگهشان دارید، چون حالا می خواهیم درباره دوستام «تاد» صحبت کنیم. واقعا آدم باحالی ست. موهای اش هم ان این مدل تاج خروسیهاست. حالا می توانید بگویید چه شکلی ست؟ چند سال اش است؟ چه سبک آهنگ هایی گوش می کند و معمولا از کجاها خرید می کند؟

من این بازی را با صدها نفر انجام داده ام و نتایج اش همیشه یک جور بوده اند. اکثرا می گویند کارلا حدود ۳۰ تا ۴۵ سال اش است و تقریبا همه شان (بله صد در صد شرکت کننده ها) معتقدند که بچه دارد. اکثرشان می گویند بچه های اش ورزش می کنند و در این دسته هم تقریبا همه گفته اند بچه ها فوتبال بازی می کنند. تمام این حدس ها از یک مینیون می آید.

حالا نوبت تاد است. اغلب می گویند بین ۱۵ تا ۳۰ سالش است و سبکهای تیز و خشن گوش می کند؛ مثل پانک و متال و راک و تقریبا همه فکر می کنند به مغازه های خاصی می رود و لباس های ارزان قیمت و نایاب می خرد. کل این استنباطها از یک مدل مو می آید.

خب دقت کنید. اصلا اینطوری نیست که فکر کنیم تاد، لزوما سبکهای خشن گوش می کند یا از مغازه های خیلی خاصی مثل «هات تاپیک» خرید می کند. می تواند یک مرد ۵۳ ساله باشد که بتهوون گوش می کند و لباسهای اش را از هر جایی که دوست دارد، می خرد. اصلا درست نیست اگر فکر کنیم مغازه های بزرگی مثل «گپ» در را روی اش می بندند و نمی گذارند. از آنجا خرید کند. درست همین مسائل دربارهی کارلا هم صدق می کند. می تواند یک دختر یاغی ۲۲ ساله باشد که نوازنده ی درام است و باور دارد بچه داری فقط متعلق به طبقهی حوصله ربر و بی مزهی بورژوازی ست. .

اما نکته اینجاست که ما اصلا به این طریق دوم، درباره شان فکر نکردیم، نه کارلا و نه تاد. در واقع، انتخاب های هر کس به نوعی نشان دهنده ی هویت اش است و استنتاجهای مشابه همه ی ما هم از همین جا نشات می گیرد. کارلا مینیون سوار می شود و اکثر ما حدس زدیم که بچه های اش فوتبال بازی می کنند. تاد، موهای اش را تاج خروسی درست می کند و ما حدس میزنیم از آن جوان های امروزی و به اصطلاح بچه باحالهای روزگار است. همه ی ما معمولا بر اساس ماشین هایی که بقیه سوار می شوند، نوع لباس پوشیدنشان و موسیقی که گوش می کنند، درباره شان قضاوت می کنیم. حتی آن چه درباره اش حرف می زنند، خیلی در این حدس ها و قضاوتها دخیل است. اگر یک جک بامزه در مهمانی بگوییم، دیگران فکر می کنند آدم شوخ طبعی هستیم. یا دانستن جدیدترین اخبار دربارهی برنامه های تلویزیونی یا مثلا اتفاقات دنیای سینما باعث می شود فکر کنند ما به روز و باحال هستیم.

پس هیچ جای تعجب ندارد که مردم چیزهایی را به هم می گویند که آنها را باحال تر و جالب تر نشان دهد، نه بی مزه و کسل کننده. حالا آن طرف قضیه را در نظر بگیرید. آخرین باری که خواستید چیزی را به کسی بگویید ولی نگفتید، کی بود؟ دلیل نگفتن اش یادتان می آید؟

حرفش را نزده اید چون احتمالا به شخصیت خودتان (یا کس دیگری) لطمه می زد. درباره رزرو اتاق در بهترین و گران ترین هتل فلان شهر به دوستمان می گوییم، ولی بخش مشکل پارکینگ را حذف می کنیم و اصلا درباره اش حرف نمی زنیم. درباره دوربین جدیدی که خریده ایم می گوییم و با آب و تاب فراوان از خدمات رسانی شرکت اش و رتبه های برترش حرف میزنیم، ولی هیچ وقت نمی گوییم لپ تاپ مان را گران خریده بودیم و چهار تا مغازه پایین تر، همان مارک را میشد خیلی ارزان تر خرید این حرف هایی که دهان به دهان می چرخند، یکی از ابزارهای اصای خوب نشان دادن اتفاقات هستند؛ به مراتب کارسازتر از خود ماشین جدید یا کیف پول پرادا ! اعتبار اجتماعی مردم درست همان طور که پول میدهم و در ازای آن چیزی می خرند، از حس اعتبار اجتماعی شان استفاده می کنند تا پیش چشم دوست و آشنا تصویر مثبتی از خودشان بسازند.

اگر شرکتها و سازمانها می خواهند مردم را به حرف بیاورند، باید راه خودشان را اختراع کنند. راهی که وقت صحبت کردن درباره شما اعتبار اجتماعی مشتری را پیش مخاطب اش بالا ببرد. برای انجام این کار، سه راه وجود دارد: ۱. ویژگیهای منحصر به فرد درونی خودمان را پیدا کنیم. ۲. بازی سازی کنیم و ۳. کاری کنیم مردم فکر کنند از ما هستند.

 

برگرفته از کتاب : مسری؛ راهکارهای بازاریابی ویروسی

نوشته ابداع نوع جدیدی از اعتبار اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
https://bornaidea.ir/%d8%a7%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b9-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1/feed/ 0
بازاریابی ویروسی – واگیری اجتماعی https://bornaidea.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/ https://bornaidea.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/#respond Fri, 08 Jun 2018 08:38:17 +0000 http://bornaidea.ir/?p=3232 اثر اجتماعی و حرفهایی که دهان به دهان می چرخند؛ مردم عاشق حرف زدن اند؛ دوست دارند شایعه ها، اطلاعات و اخبار داغ را به هم بگویند. ما دوست داریم با دوستانمان دربارهی جاهای جدیدی که برای سفر بعدی پیدا کرده ایم، صحبت کنیم. دوست داریم دربارهی معاملات خوبی که در بازار اتفاق می افتد […]

نوشته بازاریابی ویروسی – واگیری اجتماعی اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
اثر اجتماعی و حرفهایی که دهان به دهان می چرخند؛ مردم عاشق حرف زدن اند؛ دوست دارند شایعه ها، اطلاعات و اخبار داغ را به هم بگویند. ما دوست داریم با دوستانمان دربارهی جاهای جدیدی که برای سفر بعدی پیدا کرده ایم، صحبت کنیم. دوست داریم دربارهی معاملات خوبی که در بازار اتفاق می افتد با همسایه های مان حرف بزنیم یا با همکارمان دربارهی اعتصاب های احتمالی پچ پچ کنیم و شایعه بسازیم. نقدهای اینترنتی درباره ی فیلم ها می نویسیم، شایعات جدید را در فیس بوک به اشتراک می گذاریم و دستور پخت های تازه ای را که امتحان کرده ایم، توییت می کنیم. مردم هر روز بیش از شانزده هزار

کلمه با هم رد و بدل می کنند و در هر ساعت دربارهی نام های تجاری، بیش از صد میلیون مکالمه انجام میدهند.

اما حرفهای دهان به دهان و شفاهی نه تنها دائم است، که خیلی مهم هم هست. چیزهایی که دیگران به ما می گویند و برای مان ایمیل یا پیامک می کنند، اثر مستقیمی روی افکار، مطالعات، خرید و کارهایمان دارند. به آن وب سایتهایی که همسایه مان گفته بود، سر میزنیم، کتابهایی را که بستگانمان از آنها تعریف می کنند، می خوانیم و به آن کاندیداهایی که دوستانمان قبول شان دارند، رای میدهیم. تعریفهایی که دهان به دهان به ما می رسند بین بیست تا پنجاه درصد روی تمام خریدهایی که انجام میدهیم، اثر می گذارند.

اجتماع هم به نوبه ی خود در همه گیر شدن محصولات، ایده ها و رفتارها، اثر به سزایی دارد. یک تعریف دهان به دهان از یک مشتری به دوستان نزدیک اش برای اوج گرفتن غذای یک رستوران کافیست. یک رای پنج ستاره ای و یک نقد خوب در سایت آمازون باعث میشود أن كتاب تقریبا بیست نسخه بیشتر از یک کتاب یک ستاره ای بفروشد. دکترها هم ترجیح میدهند دارویی را تجویز کنند که قبلا همکارانشان آن را تجویز کرده اند و بیماران از آن راضی بوده اند. مردم، وقتی سیگار را ترک می کنند که ببینند مثلا دوستشان هم ترک کرده است؛ یا وقتی دوست های چاق دارند؛ خودشان هم به مرور زمان چاق تر می شوند. در واقع هرچقدر تبلیغات روی افکار مردم اثر می گذارند، اثر حرفها و داستانهایی که دهان به دهان می چرخد، دست کم ده برابر بیشتر است.

این حرفهای شفاهی و نفر به نفر به دو دلیل کلیدی از تبلیغات موثرتر است. اول این که قانع کننده تر است. تبلیغات معمولا میخواهد روی کمال و یگانگی یک محصول تاکید کند. همه ی شما این جملات را در تبليغها شنیده اید که از هر ده دندان پزشک، نه نفر خمیردندان کرست را پیشنهاد می کنند؛ یا هیچ پودری مثل تاید لباس های شما را تمیز نمی کند. تبلیغات، چون میخواهد هر طور شده ثابت کند که بهترین است، زیاد قابل اعتماد نیست. فکر می کنید ممکن است مثلا روزی در تبلیغ خمیردندان کرست بگویند فقط یک نفر از هر ده دندان پزشک کرست را قبول دارد و آن نه نفر دیگر می گویند این خمیردندان افتضاح است؟

ولی بحث دوست و آشنا جداست. آنها معمولا سعی می کنند همه چیز را خیلی ژک و پوست کنده بگویند. اگر فکر کنند کرست خمیردندان خوبی ست، حتما می گویند و همین طور هم اگر از آن راضی نباشند، می گویند اصلا خوب نبوده و هیچ هم سفید کننده نیست. بیغرضی و بی رودربایستی بودنشان باعث می شود بیشتر بهشان اعتماد کنیم، به حرف شان گوش دهیم و نظرشان را باور کنیم. .

دوم این که هدف حرفهای شفاهی مردم مشخص تر است. شرکتها تلاش می کنند تبلیغاتشان در راستای جذب هر چه بیشتر مشتری باشد. مثلا شرکتی را در نظر بگیرید که تجهیزات اسکی می فروشد. تبلیغ هایی که بین اخبار نیمه شب پخش می شود، آنقدرها موثر نیست؛ چون خیلی از بیننده های آنها اسکی بازی نمی کنند. پس شرکت باید در یک مجلهی مخصوص اسکی یا پشت بلیت های یک پیست اسکی معروف تبلیغ کند. البته در حالی که شرکت می خواهد سراغ آنهایی برود که به ورزش اسکی علاقه دارند و به این مکانها سر می زنند، ولی باز هم پول اش را هدر داده است؛ چون معلوم نیست چند نفر از اینها به چوب اسکی یا تجهیزات تازه احتیاجی داشته باشند. تا

حرف های شخصی و فرد به فرد دقیقا آن جایی صورت می گیرد که شنونده به مطلع شدن از آن احتیاج دارد. ما هر چیزی را که میدانیم یا هر اخبار جدیدی را که شنیده ایم، به همان اولین کسی که می رسیم، نمی گوییم. آنقدر نگه اش میداریم تا به کسی بگوییم که از شنیدن اطلاعات ما چیزی دستگیرش شود و واقعا برای اش جالب و کاربردی باشد. اگر بدانیم یکی از دوستانمان از اسکی متنفر است؛ حتما خبر چوب اسکی های جدید بازار را به او نمیدهیم. چون لزومی ندارد. یا مسلما برای دوستی که اصلا بچه ندارد، روش جدید پوشک عوض کردن را توضیح نمیدهیم. این حرف ها از یک دهان به آن گوش مشتاقی می رسد که از بحث در آن باره چیزی دستگیرش شود. تعجبی ندارد مشتری هایی که توسط دوستانشان به یک مغازه ی خاص معرفی شده اند، هم بیشتر و هم سریع تر خرید می کنند و در کل برای آن مغازه مفیدترند.

یکی از همین حرف های دهان به دهانی که چرخیده بود، سالها پیش به شکل یک ایمیل به من رسید. مثال جالبی ست برای روشن تر کردن بحث هدفمندی. هر چند وقت یک بار، ناشرها کتابهای رایگان برای من می فرستند. معمولا این کار را برای بازاریابی می کنند و انتظار دارند من کتاب را بخوانم و آن را به شاگردان ام معرفی کنم و همین باعث شود چندین نسخه از کتاب های شان را سفارش دهم. ولی چند سال پیش، یک شرکت، کار خیلی متفاوتی کرد. از یک کتاب، برای ام دو نسخه فرستاد.

حالا واقعا نیازی نیست بعد از خواندن نسخه ی اول، نسخه ی دوم را هم بخوانم! ولی هدف این ناشرها چیز دیگری بود. یادداشتی برای ام فرستادند که در آن نوشته شده بود حتما این کتاب به درد شاگردهای من می خورد و همان حرفهای همیشگی. ولی در آن یادداشت اشاره شده بود که یک نسخه ی دیگر از آن کتاب برای ام فرستاده اند که به یکی از همکارهای ام دهم تا او هم به شاگردان اش معرفی کند و شاید لازم ببیند چند نسخه سفارش دهد.

حرفهای نفر به نفر به این شکل، هدفمند عمل می کنند. جای این که کتاب را برای آدمهای بی ربط بفرستند، برای من، دو تا فرستادند و از من به عنوان یکی از این دهانها استفاده کردند؛ آن هم برای معرفی کتاب شان به یک معلم مشتاق دیگر که تقریبا هم فکر من است.

 

 

نوشته بازاریابی ویروسی – واگیری اجتماعی اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
https://bornaidea.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/feed/ 0
بازاریابی ویروسی – قسمت اول https://bornaidea.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/ https://bornaidea.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/#respond Wed, 06 Jun 2018 05:56:57 +0000 http://bornaidea.ir/?p=3229 مارس سال ۲۰۰۴ «هوارد وین» به «فیلادلفیا» نقل مکان کرد. همان موقع هم تجربه ی بالایی در صنعت هتلداری داشت. فوق لیسانس اش را در رشته ی مدیریت هتلداری گرفته و به مجموعه هتل های استاروود» کمک کرده بود نشان تجاری «دبليو» را راه اندازی کنند و از این طریق توانسته بود به عنوان مدیر […]

نوشته بازاریابی ویروسی – قسمت اول اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
مارس سال ۲۰۰۴ «هوارد وین» به «فیلادلفیا» نقل مکان کرد. همان موقع هم تجربه ی بالایی در صنعت هتلداری داشت. فوق لیسانس اش را در رشته ی مدیریت هتلداری گرفته و به مجموعه هتل های استاروود» کمک کرده بود نشان تجاری «دبليو» را راه اندازی کنند و از این طریق توانسته بود به عنوان مدیر بخش غذا و نوشیدنی استاروود» میلیاردها دلار درآمد ایجاد کند. حالا که کارهای بزرگ اش را انجام داده بود، دل اش یک کار کوچک با فضای رستوران محور می خواست. همین باعث شد برود به فیلادلفیا و یک رستوران کوچک اما لوکس به نام «بار کلی پرایم» طراحی و راه اندازی کند که تخصص اش در پخت استیک بود.

مفهوم کلی اتفاق ساده بود. بار کلی پرایم، حالا میخواهد بهترین استیکهای دنیا را به مشتری ارائه دهد. این رستوران مجلل در بهترین نقطه ی فیلادلفیاست و ورودی شیک و کم نورش با مرمر اصل، سنگفرش شده است. مشتری های اش به جای صندلی های سنتی و معمولی، روی مبل های مخمل اعیانی می نشینند که خیلی شیک، دور یک میز کوچک مرمرین چیده شده اند. می توانند حین خوردن صدفهای شرقی و غربی و خاویار روسی، از بخش بزرگ و مجللی هم لذت ببرند که برای نوشیدنی های مختلف ایجاد شده است. در فهرست غذاها هم نام های خیلی لذيذی به چشم می خورند مثل مخلوط سیب زمینی و قارچ یا رشته های ماهی هالیبوت الاسکایی

اما وین خوب می دانست که غذا و فضای خوب، به تنهایی کافی نیستند. خیلی از رستوران های درجه یک بوده اند که شکست خورده اند و از صنعت بیرون رفته اند. چیزی بیش از یک چهارم رستورانهای نوپا، در همان سال اول تعطیل می شوند و شصت درصدشان هم بیش از سه سال دوام نمی آورند.

این رستورانها به هزار و یک دلیل تعطیل می شوند. برای بعضیها هزینه ها بالاست؛ تمام جزییات از غذایی که در بشقاب قرار می گیرد گرفته تا زمانی که به دست مشتری می رسد و خورده می شود، هزینه بردار است. تازه این همهی ماجرا نیست، میدان هم پر از رقیب است. در آمریکا به ازای هر یک اغذیه فروشی در مرکز شهر، حتما باید دو تا هم اطراف شهر و در یک گوشه کناری باشد.

متاسفانه رستوران داری هم مثل خیلی از کسب و کارهای کوچک به مشکل ناآگاهی مبتلاست. همین که سر زبانها بیفتد که یک رستوران جدید باز شده، بیشتر از این که کیفیت غذای اش مهم باشد؛ باید از همان روز اول، خودش را برای درگیریها و کشمکش های جدید آماده کند. رستورانها درست برخلاف هتل های زنجیرهای بزرگی که وین، قبلا برایشان کار کرده بود، آن قدر بودجه ندارند که با خیال راحت برای بازاریابی و تبلیغات خرج کنند. فقط باید منتظر بنشینند تا وصف بیفتد. کیفیت و خدمات رسانی خوبشان دهان به دهان بچرخد و سر زبانها

وین میدانست که برای موفقیت اش به تعریف و تمجید مستمر و همه گیر مردم احتیاج دارد. فيلادلفيا همیشه به رستوران های استیک مجلل اش میبالد و «بار کلی پرایم» اگر می خواهد موفق باشد باید «توی چشم» و برجسته باشد. وین چیزی میخواست که با کمکاش بتواند از این درهم و برهمی بازار رد شود و به مردم حس تک بودن اش را القا کند. برای اش مهم بود که همه، رستوران اش را جور دیگری ببینند و در این شلوغی شهر از دیگران جدا باشد. اما آن چیز چه بود؟ چطور می توانست اسم رستوران اش را سر زبان ها بیندازد؟

 

استیک و پنیر صد دلاری به نظرتان چطور است؟

در فیلادلفیا به هر ساندویچی و پیتزافروشی که سر بزنید و یک استیک و پنیر استاندارد سفارش دهید، محال است بیشتر از چهار یا پنج دلار در خرج بیفتید. دستور پخت اش آنقدرها هم سخت نیست. کمی استیک ببرید و روی ماهیتابه بگذارید، بعد بگذاریدش لای نان مخصوص و در مرحله آخر پنیر پروولون آب شده یا چیز-ویز را اضافه کنید. فست فود جای خیلی خوشمزه ای ست؛ ولی بهترین غذای دنیا که نیست.

وین فکر می کرد که می تواند با اعلام این قیمت غیرعادی برای استیک و پنیر جنجالی اش کمی گرد و خاک به پا کند و با مقداری تغییر، تمام توجه ها را به خودش جلب کند. نان بنچیک خانگی تازه را برداشت و آن را پر از سس خردل دست ساز مخصوص خودش کرد. یک لایه ی بسیار نازک بیف کوب هم لای نان گذاشت تا مثل رگه های مرمر، بی نقص و زیبا باشد. در مرحله ی بعد، پیاز کاراملی شده و لایه های گوجه فرنگی و پنیر تالگیوی خامه ای را اضافه کرد. در نهایت روی همه ی این مخلفات، قارچ دنبلان سیاه دستچین و دم لابستری را کنارش گذاشت که در کره پخته شده بود. حالا برای این که کارش را کامل و بی نقص کند یک شیشه نوشیدنی خنک هم کنارش به مشتری می دهد.

واکنش مردم باورنکردنی بودا وقتی ساندویچ را می خوردند و پول اش را حساب می کردند، تازه ماجرا شروع میشد. همین که از در رستوران بیرون می آمدند، در اولین فرصت به تمام دوستان و آشنایان شان می گفتند. یک نفر میگفت: اصلا نمیشود وصفاش کرد. هیچ جا ندیده بودم این همه مواد خوب و مرغوب را یکجا در یک ساندویچ استفاده کنند. انگار داشتیم طلا میخوردیم.» البته با قیمتی که این ساندویچ داشت واقعا هم که مثل خوردن طلاست، فقط خوشمزه تر. وین، استیک جدیدی اختراع نکرده بود، فقط توانست اسم اش را بگذارد بین صحبت های دیگران.

 

کارش واقعا جواب داد. یک کلاغ، چهل کلاغ هایی که دربارهی استیک و پنیر صد دلاری دهان به دهان می چرخید، کاملا همه گیر شده بود. با هر کسی که به «بار کلی پرایم» رفته باشد صحبت کنید یک چیز درباره ی این استیک و پنیر ویژه می گوید؛ حتی اگر خودش هم امتحان اش نکرده باشد. حتی کسانی که اصلا تا به حال از جلوی رستوران وین هم رد نشده اند، دوست دارند درباره اش حرف بزنند. حتما داستان این ساندویچ خبرساز آن قدر جالب بوده که تا امروز، روزنامه های معتبری مثل «یو.اس.ای تودی»، «وال استریت ژورنال» و… بارها و بارها به آن پرداخته اند. شبکه ی تلویزیونی «دیسکاوری» هم در یکی از قسمتهای برنامه ی «بهترین غذای دنیا» معرفی اش کرد. «دیوید بکام» هم یک بار به رستوران شان رفت و یکی از همین استیک و پنیرها خورد. «دیوید لترمن» از سرآشپز بارکلی دعوت کرد به نیویورک برود و در برنامه ی «لیت شو» یکی از این ساندویچ های فوق العاده اش را درست کند. این همه شایعه و شلوغ کاری در نهایت برای چه بود؟ یک ساندویچ. حرفهای مردم، خیلی کمک اش کرد. «بار کلی پرایم» تقریبا ده سال قبل افتتاح شد؛ ولی نه تنها توانست خودش را بکشد بالا، بلکه واقعا درخشید! تا به حال جوایز غذایی خیلی زیادی برده است و حالا دیگر اسم اش در فهرست بهترین رستوران های فیلادلفیاست. از همه ی اینها مهم تر این است که «بار کلی پرایم» برای خودش مرید ساخته. بله، حرف غذای بارکلی دیگر همه گیر شده.

ولی چرا محصولات، ایده ها و رفتارها مسری می شوند؟ مثالهای زیادی در این باره وجود دارند. مچ بندهای زرد «ليواسترانگ»، ماست کم چرب “گریک”، راهبرد مدیریتی شش سیگما، ممنوعیت استعمال دخانیات، رژیم های لاغری و «آتکینز» و کم کربوهیدرات. در مقیاس کوچکتری مثل شهرها و محله ها هم دقیقا همین پویایی وجود دارد. مثلا یک باشگاه ورزشی در یک دوره ی زمانی مشخص، ورد زبانها میشود و همه یکباره به این نتیجه می رسند که فقط در آنجا می توانند خوش اندام شوند. یا حتی در مورد مکان های مذهبی مثل کلیسا هم این مورد وجود دارد. حالا مدرسه که دیگر جای خود دارد.

اینها مثال های اپیدمی (همه گیری اجتماعی هستند. نمونه هایی که در آن محصولات، ایده ها و رفتارها بین مردم پخش می شوند. از یک عده یا گروهی از یک سازمان شروع میشود و به مرور گسترش پیدا می کند؛ نفر به نفر، مثل ویروس. گاهی هم شکل یک استیک و پنیر صد دلاری ظاهر می شود و جیبتان را خالی می کند. با این که پیداکردن مثال برای همه گیری اجتماعی ساده است؛ ولی پیدا کردن روش سرایت اش آنقدرها هم ساده نیست. با آن همه مبالغ کلانی که به صنعت بازاریابی و تبلیغات تزریق شده است؛ هنوز هم محصولات خیلی کمی، سر زبانها می افتند. اغلب رستورانها از بین می روند، تجارتها ورشکسته میشوند و گرایش های اجتماعی شکست می خورند و حتی هیچ کس پیگیر این نمی شود که کجا رفتند.

چرا بعضی از محصولات، ایده ها و رفتارها موفق می شوند؛ در حالی که خیلیها شکست می خورند؟

 

 

 

 

نوشته بازاریابی ویروسی – قسمت اول اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
https://bornaidea.ir/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/feed/ 0
شهر هوشمند، هدف یا وسیله؟ https://bornaidea.ir/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%87%d9%88%d8%b4%d9%85%d9%86%d8%af%d8%8c-%d9%87%d8%af%d9%81-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%84%d9%87%d8%9f/ https://bornaidea.ir/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%87%d9%88%d8%b4%d9%85%d9%86%d8%af%d8%8c-%d9%87%d8%af%d9%81-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%84%d9%87%d8%9f/#respond Mon, 14 May 2018 10:30:17 +0000 http://bornaidea.ir/?p=3217 شهر هوشمند بحثی است که توسط برخی از کلان شهرهای کشور به عنوان یک هدف یا شعار اصلی مدیریت شهری توسط شهرداری انتخاب شده است. پیشرفت های فناوری و کاربردهای مختلف آن در زندگی شهری و سهولت انجام فعالیتهای روزمره به قدری زیاد بوده است که تمام شهرهای توسعه یافته و در حال توسعه یا […]

نوشته شهر هوشمند، هدف یا وسیله؟ اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
شهر هوشمند بحثی است که توسط برخی از کلان شهرهای کشور به عنوان یک هدف یا شعار اصلی مدیریت شهری توسط شهرداری انتخاب شده است. پیشرفت های فناوری و کاربردهای مختلف آن در زندگی شهری و سهولت انجام فعالیتهای روزمره به قدری زیاد بوده است که تمام شهرهای توسعه یافته و در حال توسعه یا تبدیل به شهر هوشمند شده اند یا به سرعت در این مسیر گام بر میدارند.
البته در کشور ما با توجه به وضعیت فعلی کلان شهرهایی از قبیل تهران و مشهد و اصفهان و تبریز و … بحث شهر هوشمند بیشتر از جنس چشم انداز شهر است تا هدفی کوتاه مدت یا حتی میان مدت. زیرا تحقق شهر هوشمند نیازمند برداشتن گام هایی است که هنوز مسیر طولانی و درازی برای تحقق آن در پیش است. البته این که شهر هوشمند را به عنوان یک چشم انداز توسعه کلان شهرها در نظر داشته باشیم امر خوبی است اما در این میان باید به یک نکته اصلی توجه کرد و آن این است که شهر هوشمند به عنوان تنها یکی از اجزای چشم انداز کلان شهر ها باید مد نظر باشد و اموری کلان تر و مهم تر از آن نیز در مدیریت کلان شهری وجود دارد که غفلت از آنها برای ادامه مدیریت کلان شهرها فاجعه بار خواهد بود.
نکته اصلی که پاشنه آشیل مدیریت شهری و مخصوصا کلانشهری ما در کشور است نه بحث شهر هوشمند است و نه شهر شاد و نه شهر بدون ترافیک و نه هیچکدام از شعارهایی که در حال حاضر در مدیریت کلانشهرها وجود دارد. آنچه علت العلل این مشکلات و یا بهتر است بگوییم بحران ها در مدیریت کلانشهری ما در کشور است مدل مدیریت شهری ما است که مبتنی بر مدل از بالا به پایین حکومت محور است. در این مدل حکومت یا شهرداری یا دیگر متولیان مدیریت شهری خود را تصمیم گیر اصلی می دانند و بالطبع تمام مسئولیت ها نیز بر دوش آنها خواهد بود و مشارکت مردم و نهادهای مردمی و دیگر فعالان غیر حکومتی عملا وجود ندارد.
این مدل مدیریت شهری که از آن به عنوان حکومت شهری یاد میشود مدلی است که در ادبیات مدیریت شهری جهان سال ها است منقضی شده است و به عنوان مدلی ناکارآمد برای مدیریت کلان شهرها قلمداد میشود. در کلان شهرها که دارای جمعیت بالا و پیچیدگی بسیار بالای مسائل و مشکلات و بازیگران متعدد و مختلف عرصه مدیریت شهری هستیم شهرداری به تنهایی نمیتواند با تکیه بر توان مالی و حتی کارشناسی خود به اداره شهر بپردازد. حتما باید دیگر بازیگران غیر حکومتی مدیریت شهری نیز شناسایی شده و در تصمیم گیری های شهری و حتی در بسیاری از موارد در اجرا نیز مشارکت داده شوند.
به عبارت دیگر مشارکت نهادهای غیر حکومتی در مدیریت شهری باید به صورت واقعی (و نه نمایشی و محدود) باشد تا با این ترکیب بتوان با پیچیدگی و تعدد بازیگران عرصه مدیریت شهری رو به رو شده و در یک فرایند مشارکتی مدیریت شهری انجام شود.
این مدل مدیریت شهر را در ادبیات مدیریت شهری “حکمروایی خوب شهری” (Good Urban Governance) مینامند. در این مدل باید به مردم، نهادهای مردمی (مثل تشکل ها، هیئات، NGO ها و …)، بخش خصوصی و بازار و فعالان اقتصادی اجازه مشارکت در تصمیم گیری های اصلی شهری در سطوح مختلف محله ای، منطقه ای و شهری داده شود تا در یک فرایند مشارکتی تعاملی پیچیده بتوان بر پیچیدگی های محیط کلان شهری غلبه کرد.
بنابراین شهر هوشمند نیز میتواند به عنوان یکی از ابزارهای تحقق این حکمروایی خوب شهری به کار گرفته شود و البته از بهترین ابزارها و بسترها برای مدیریت این فرایند مشارکتی پیچیده و کسب مشارکت حداکثری اقشار مختلف است. به این ترتیب شهر هوشمند را باید نه به عنوان یک غایت اصلی شهر بلکه باید به عنوان ابزاری برای تحقق مدیریت مشارکتی در شهر تلقی کرد. در غیر این صورت اگر مدیریت شهری به همان صورت بالا به پایین و با مشارکت های حداقلی بخواهد انجام شود نه شهر هوشمند و نه هیچ ایده فناورانه یا حتی فرهنگی و اجتماعی دیگری نیز نمیتواند کلان شهرهای ما را از باتلاقی که در آن گرفتار هستند بیرون آورد.
نوشته فوق به قلم دکتر احسان براری در تاریخ دوشنبه 1397/2/24 در روزنامه خراسان چاپ شده است.
شهر هوشمند
شهر هوشمند
شهر هوشمند

نوشته شهر هوشمند، هدف یا وسیله؟ اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
https://bornaidea.ir/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%87%d9%88%d8%b4%d9%85%d9%86%d8%af%d8%8c-%d9%87%d8%af%d9%81-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%84%d9%87%d8%9f/feed/ 0
دسته بندی انواع مشتریان اینترنتی (قسمت دوم) https://bornaidea.ir/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-2/ https://bornaidea.ir/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-2/#respond Fri, 04 May 2018 09:49:50 +0000 http://bornaidea.ir/?p=3206 یکی از نکاتی که هر کسب و کار اینترنتی و مدیران و کارشناسان آن باید بدانند این است که در کسب و کار اینترنتی خود با چه جامعه هدف و چه دسته مشتریانی رو به رو هستند و مقتضیات هر دسته را بشناسند تا بتوانند خدمات و محصولات خود را متناسب با شرایط بازار هدف […]

نوشته دسته بندی انواع مشتریان اینترنتی (قسمت دوم) اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
یکی از نکاتی که هر کسب و کار اینترنتی و مدیران و کارشناسان آن باید بدانند این است که در کسب و کار اینترنتی خود با چه جامعه هدف و چه دسته مشتریانی رو به رو هستند و مقتضیات هر دسته را بشناسند تا بتوانند خدمات و محصولات خود را متناسب با شرایط بازار هدف و مخاطبان خود هماهنگ کرده و بازدهی بالایی در کار خود داشته باشند. به همین علت لازم است که یک دسته بندی کلی از انواع مشتریان اینترنتی داشته باشیم و ویژگی های آنها را بشناسیم تا بهترین برخورد و خدمات و محصولات را به آنها ارائه نماییم. در زیر این دسته بندی با توضیح مختصر ویژگی های آنها توسط دکتر احسان براری مدرس تجارت الکترونیک ارائه شده است. قسمت اول این پست و موارد شماره یک تا پنج را میتوانید در قسمت اول این مطلب مشاهده کنید.

 

 

6- مشتریانی که به دنبال اطلاعات کامل از محصولات و مشخصات فنی و … هستند.

بعضی از مشتریان دلیل اصلی شان برای مراجعه به سایتهای اینترنتی و فروشگاه های اینترنتی این است که در آنجا توضیحات کامل از محصول و مشخصات فنی و … وجود دارد و میتوانند با دقت و سر فرصت و با حوصله این مشخصات را مطالعه کنند ، اقدام به مقایسه محصولات با یکدیگر کنند و بدون اینکه مانند مغازه های فیزیکی مغازه دار حوصله اش سر برود سر فرصت تمام زوایای کار را بررسی کنند. البته این دسته محصولات معمولا از دسته محصولات پیچیده هستند که مشخصات فنی زیاد دارند و نیاز به بررسی دقیق و مقایسه دارند. معمولا محصولات دیجیتال شامل این دسته میشوند مانند موبایل و لب تاب و … . یکی از دلایل پر مراجعه بودن سایتهایی مانند دیجی کالا نیز همین است و بسیاری از افراد تنها برای بررسی فنی و دیدن نظرات مشتریان و افراد دیگر در مورد محصولات به این سایت مراجعه میکنند و البته بسیاری از آنها هم اقدام به خرید اینترنتی آنها میکنند. بنابراین اگر محصولاتی از این دسته دارید ارائه مشخصات کامل و زیاد مطلوب این نوع مشتریان است. از توضیحات فنی گرفته تا ارائه کاتولوگ های محصول و ارائه عکسهای مختلف و فیلم و عکس و … از محصولات. و البته نظرات کاربران نیز بخش جذابی برای مشتریان است که باید باز گذاشته شوند تا افراد مختلف نظراتشان راجع به محصولات را بنویسند.

 

 

7- افراد با وقت کم و سرشلوغ

این دسته از مشتریان افرادی هستند با مشاغل سطح بالا و درامد بالا که کمبود وقت دارند و اصولا وقت بازارگردی زیاد ندارند. آنچه این دسته از مشتریان برایشان مطلوب است این است که نیازهای آنها را تشخیص دهید و با کمترین دردسر و زمان آن را برایشان ارسال کنید. این دسته از مشتریان از لحاظ نوع کیفیت خدمات و درجه توقع بالا مشابه مشتریان لاکچری دسته پنجم هستند با این تفاوت که شاید خیلی هم فقط به دنبال محصولات خاص نباشند و ممکن است حتی برای محصولاتی معمولی سفارش دهند چون وقت ندارند که از محل دیگری خرید کنند. تکنولوژی های هوشمند ارائه پیشنهاد و داشتن سوابق خرید آنها و یا داشتن لیست خرید دوره ای و ماهانه میتواند گزینه مطلوب این دسته از مشتریان باشد. باید سلیقه و علایق این دسته از مشتریان را شناسایی کرده و تنها موارد گزینش شده که مناسب برای ایشان است به آنها نمایش داده شود و موارد متعدد و متفرقه برای این دسته از افراد خوب نیست چون وقت زیادی برای بررسی موارد زیاد ندارند.

 

انواع مشتریان اینترنتی

 

 

8- افراد دور از مراکز خرید حضوری

بعضی از مشتریان به علت سکونت در شهرستان ها یا مکانهای دور افتاده یا حاشیه شهر و … از مراکز خرید حضوری دور هستند و به این علت رو به سمت خرید اینترنتی می آورند. این دسته از مشتریان در واقع خیلی توقع خاصی از خرید اینترنتی ندارند و همین که محصولات با قیمت مناسب و تنوع معمولی و با شرایط آسان خرید و تحویل باشد برای ایشان کفایت میکند. مخصوصا اطمینان از کیفیت و قیمت منصفانه و شرایط تحویل مناسب و امکان مرجوعی در صورت نقص از مواردی است که برای این دسته از مشتریان از اهمیت بالایی برخوردار است.

 

 

9- افرادی که به هر دلیلی دارای مشکل جسمی هستند.

یک دسته اصلی از مشتریان اینترنتی افرادی هستند که دلیل مشکلات جسمی امکان خروج از منزل و مراجعه به بازار را ندارند. ممکن است این دسته از افراد دچار معلولیت باشند و یا اینکه مصدوم و بیمار باشند و یا سالمند باشند و به این دلایل امکان مراجعه حضوری به بازار را ندارند. این دسته از افراد هم تقریبا مشابه مشتریان دسته هشتم هستند و محصولات معمولی با قیمت مناسب معمولا برای ایشان مناسب است. آنچه برای این دسته از مشتریان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است راحتی انجام خرید، تحویل با شرایط بسیار مناسب و دقیق و امکان مرجوعی راحت در صورت عدم رضایت است. لازم است این دسته از مشتریان توسط فروشگاه های اینترنتی شناسایی شده و متناسب با شرایط جسمی ایشان تسهیلات لازم برای تحویل کالا برای ایشان فراهم شود و همچنین شرایط اطمینان کامل از نحوه پرداخت اینترنتی یا پرداخت در محل و کیفیت کالا برای ایشان فراهم شود.

 

 

10- افرادی که برای خود نمیخواهند خرید کنند و برای دیگران خرید میکنند.

این دسته از مشتریان ممکن است برای سورپرایز هدیه یا جشن و … اقدام به خرید اینترنتی برای نزدیکان خود کنند و یا ممکن است بدون اینکه بحث هدیه یا جشن و … در میان باشد مثلا برای پدر و مادر خود میخواهند خرید انجام دهند. باید از این دسته از مشتریان اطلاعات کامل راجع به اینکه نوع کالا میخواهند به صورت هدیه باشد یا نه و یا شرایط تحویل گرفته شود و تحویل مناسب کالا چه از نظر زمان و چه نحوه برخورد و بسته بندی و … از درجه اول اهمیت برخوردار است.

 

دسته بندی های شماره یک تا پنج را میتوانید در قسمت اول این پست مشاهده کنید.

 

انواع مشتریان اینترنتی

 

 

نوشته دسته بندی انواع مشتریان اینترنتی (قسمت دوم) اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
https://bornaidea.ir/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-2/feed/ 0
دسته بندی انواع مشتریان اینترنتی (قسمت اول) https://bornaidea.ir/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa/ https://bornaidea.ir/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa/#respond Thu, 03 May 2018 09:46:56 +0000 http://bornaidea.ir/?p=3199 یکی از نکاتی که هر کسب و کار اینترنتی و مدیران و کارشناسان آن باید بدانند این است که در کسب و کار اینترنتی خود با چه جامعه هدف و چه دسته مشتریانی رو به رو هستند و مقتضیات هر دسته را بشناسند تا بتوانند خدمات و محصولات خود را متناسب با شرایط بازار هدف […]

نوشته دسته بندی انواع مشتریان اینترنتی (قسمت اول) اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
یکی از نکاتی که هر کسب و کار اینترنتی و مدیران و کارشناسان آن باید بدانند این است که در کسب و کار اینترنتی خود با چه جامعه هدف و چه دسته مشتریانی رو به رو هستند و مقتضیات هر دسته را بشناسند تا بتوانند خدمات و محصولات خود را متناسب با شرایط بازار هدف و مخاطبان خود هماهنگ کرده و بازدهی بالایی در کار خود داشته باشند. به همین علت لازم است که یک دسته بندی کلی از انواع مشتریان اینترنتی داشته باشیم و ویژگی های آنها را بشناسیم تا بهترین برخورد و خدمات و محصولات را به آنها ارائه نماییم. در زیر این دسته بندی با توضیح مختصر ویژگی های آنها توسط دکتر احسان براری مدرس تجارت الکترونیک ارائه شده است :

 

 

1- مشتریانی که به دنبال قیمت پایین و یا تخفیف های ویژه هستند.

این مشتری ها معمولا به دنبال محصولات خاص یا برند و … نیستند بلکه آنچه برای آنها اهمیت دارد و علت مراجعه آنها به اینترنت برای خرید اینترنتی است دریافت تخفیف های ویژه ای است که ممکن است در بازار موجود نباشد و یا در فضای اینترنت به صورت یکپارچه تر و در دسترس تر وجود داشته باشد. بنابراین قیمت پایین و ارزان تر بودن نسبت به بازار و تخفیف های ویژه ملاک اصلی این دسته مشتریان است و اگر محصولاتی معمولی و روتین ولی با قیمت پایین تر در فضای اینترنت و فروشگاه اینترنتی پیدا کنند از آنجا خرید میکنند.

 

 

2- مشتریانی که به دنبال تنوع بالا در محصولات هستند.

یکی از مزایای فضای مجازی و فروشگاه های اینترنتی این است که میتوان در کمترین زمان ممکن انواع مختلف محصولات را مشاهده کرد. یکی از علایق مشتریان هم این است که محصولاتی متنوع را مشاهده کنند. این کار در فضای فیزیکی مستلزم زمان و وقت و انرژی زیادی است که در بازارهای مختلف و پاساژ ها و … به دنبال انواع مختلف محصولات باشند. به همین سبب اگر در فروشگاه اینترنتی خود تنوع بالای محصولات را به نمایش بگذاریم این دسته از مشتریان به شدت مجذوب شده و آن را دنبال میکنند. برای این دسته از مشتریان تعویض زود به زود محصولات و استفاده از طرحهای متنوع اولویت بالاتری نسبت به کیفیت و دوام آن دارد. بنابراین ترجیح آنها این است که از محصولات با قیمت پایین اما با تنوع بالا استفاده کنند که در فاصله های زمانی کوتاه مدل های مختلف آن را عوض کنند.

 

انواع مشتریان اینترنتی

 

 

3- مشتریانی که به دنبال محصولاتی خاص هستند که در بازار معمولا به آسانی پیدا نمیشود و البته با قیمت مناسب.

برخی محصولات هستند که در بازار معمولی فیزیکی به اسانی پیدا نمیشوند به علت خاص بودن و یا تک بودن. همچنین بسیاری از مشتریان هم شاید در مکانی باشند که دسترسی به این نوع محصولات خاص ندارند. فروشگاه های اینترنتی محل های مناسبی هستند که این دسته مشتریان بتوانند این نوع محصولات خاص را در آنجا پیدا کنند و خریداری کنند. بنابراین این دسته از مشتریان به دنبال محصولات خاص و تک و بدیع هستند.

 

 

4- مشتریانی که به دنبال راحتی خرید اینترنتی هستند و علاقه ای به مراجعه حضوری ندارند.

بعضی از مردم علاقه زیادی به این دارند که در منزل باشند و بدون این که به خود زحمت رفتن به بازار در ترافیک و گرما و سرما و حمل بار و … را بدهند وبگردی کنند و محصولات خود را اینترنتی سفارش داده و در منزل تحویل بگیرند. برای این دسته از مشتریان راحتی در مشاهده و خرید و تحویل محصولات (و البته با قیمت مناسب و نه بیشتر از بازار) اولویت اول را دارد. بنابراین هر چقدر فروشگاه اینترنتی ما دسترسی های بهتر و راحت تری به مشتری بدهد و محصولات را بتوانند به راحتی مشاهده کنند و خرید انجام دهند و همچنین تحویل کالا هم به صورت دقیق و با استانداردهای تحویل مناسب انجام شود این نوع مشتریان بیشتر جذب آن شده و مشتری دائمی خواهند شد.

 

 

5- مشتریانی که به دنبال موارد خیلی خاص و لاکچری هستند.

این دسته مشتریان مشابهت با دسته سوم دارند که به دنبال محصولات خاص بودند ولی تفاوتی که دارند این است که مشتریان دسته سوم با وجود اینکه به دنبال محصولات خاص بودند اما قیمت هم برایشان مهم بود و قیمت پایین میخواستند. اما این دسته از مشتریان به دنبال موارد لاکچری هستند و قیمت هم برایشان مهم نیست. آنچه برای این دسته از مشتریان اهمیت دارد برندهای اصل و خاص و کیفیت بالا و خاص بودن است. برای همین نوع تعامل با این نوع مشتریان به کلی متفاوت است. از طراحی سایت گرفته تا ارتباط با مشتریان و نوع خدمات از قبیل تحویل و … باید به کلی لاکچری و خاص و در سطح بالایی باشد. همچنین باید اطمینان لازم به این مشتریان داده شود که محصولات خریداری شده برند اصل هستند و تقلبی نیستند و اگر مثلا نمایندگی برند خارجی خاصی هستید باید لینکهای معرفی توسط برند اصلی را داشته باشید و یا موارد دیگری که اطمینان در مشتری ایجاد کند.

 

ادامه این پست را در قسمت دوم میتوانید مطالعه کنید.

 

انواع مشتریان اینترنتی

نوشته دسته بندی انواع مشتریان اینترنتی (قسمت اول) اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
https://bornaidea.ir/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa/feed/ 0
زیارت و گردشگری، برند ارگانیک و برند استراتژیک مشهد https://bornaidea.ir/%d8%b2%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%af%d8%b4%da%af%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86%db%8c%da%a9-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b3/ https://bornaidea.ir/%d8%b2%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%af%d8%b4%da%af%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86%db%8c%da%a9-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b3/#respond Mon, 30 Apr 2018 06:36:08 +0000 http://bornaidea.ir/?p=3196 برندسازی مکانی و برندسازی شهری یکی از اقدامات اصلی شهرهای پیشروی جهان به منظور ایجاد تمایز و توسعه پایدار شهر و بهبود زندگی ساکنان شهر است. در دنیای کنونی که مرزهای جغرافیایی و محدودیت های سفر و کار و زندگی و … به سرعت کاهش یافته است اگر شهری نتواند مزیت های قابل توجهی چه […]

نوشته زیارت و گردشگری، برند ارگانیک و برند استراتژیک مشهد اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
برندسازی مکانی و برندسازی شهری یکی از اقدامات اصلی شهرهای پیشروی جهان به منظور ایجاد تمایز و توسعه پایدار شهر و بهبود زندگی ساکنان شهر است. در دنیای کنونی که مرزهای جغرافیایی و محدودیت های سفر و کار و زندگی و … به سرعت کاهش یافته است اگر شهری نتواند مزیت های قابل توجهی چه به ساکنان و چه به گردشگران و مسافران خود ارائه دهد شاهد کم رونق شدن خود بوده و هم قسمت عمده ای از ساکنان فرهیخته و توانمند خود را از دست داده و وادار به مهاجرت میکند و هم اولویت خود را برای سفر گردشگران از دست خواهد داد که هر دوی اینها به معنای افول شهر از جنیه های متعدد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و … است.

اما برندسازی شهری به این معنی نیست که هر شهر هر آنچه را بخواهد به عنوان برند خود معرفی کند و خود را به واسطه آن به جهان معرفی کند. در اینجا دو اصطلاح برند ارگانیک و برند استراتژیک وجود دارد که برند ارگانیک به معنای داشته ها و هویت تاریخی و ذهنی آن شهر است. به طور مثال برند ارگانیک شهر مشهد که از قدیم به آن شناخته شده است عبارت است از : امام رضا (ع)، زیارت، گردشگری، توس، فردوسی، ادبیات و زبان فارسی. به دیگر معنا این همان مفهومی است که در ذهن اکثر شنوندگان با یادآوری نام مشهد به ذهنشان میرسد.

در دیگر سو برند استراتژیک قرار دارد. برند استراتژیک برندی است برخاسته از هویت شهر و پیشینه آن که به نوعی جدید به روزآوری و بازسازی و بازخوانی شده است تا در دنیای کنونی با مقتضیات کنونی جذابیتی نو داشته باشد. در واقع برای رسیدن به برند استراتژیک است که اقدامات هدفمند توسط مدیریت شهری باید انجام شود تا برند ارگانیکی که چه بسا رنگ کهنگی گرفته است غبارروبی شده و کارکردهای آن در جهان فعلی بازسازی شود.

به عنوان مثال برند شهری پاریس به عنوان شهر رمانس و عشق شناخته میشود و میلان در ایتالیا به عنوان برند مد، و این برندها نه تنها دارای سابقه و هویت تاریخی در این شهرها هستند بلکه اقدامات و زیرساختهایی که در حال حاضر در این شهرها هستند نیز این برند را تقویت کرده و تصویری نو و جامع از آن به مخاطب القاء میکند.

بر همین مبنا شهر مشهد به عنوان دومین کلانشهر بزرگ ایران نیز نیازمند این غبار روبی و بازآفرینی از چهره و هویت تاریخی غنی خود است. برندسازی شهری برای مشهد به دلایل ذکر شده امری ضروری است، اما این خود میتواند محلی باشد برای مناقشه ای جدید بر سر مشهد.

در مورد این که برند شهر مشهد چه باید باشد بسیاری از صاحب نظران طیف های مختلف فکری نظرات متفاوتی دارند. برخی شهر مشهد و استان خراسان را به عنوان قطب صنعتی میدانند و توجه به صنعت را به عنوان برند مشهد میشناسند، برخی به عنوان جاذبه های طبیعی و معدن ها و پایتخت سنگهای قیمتی قلمداد میکنند و بعضی نیز به عنوان قطب گردشگری.

واقعیت این است که همانطور که گفته شد برند یک شهر، مخصوصا شهرهایی ریشه دار و با هویت مانند مشهد، چیزی نیست که به دلخواه یک طیف یا یک عده یا اشخاص تعیین شود، بلکه باید حتما مبتنی بر تاریخچه و هویت و تصویر هویتی آن شهر باشد. شهر مشهد به دلیل هویت و پیشینه تاریخی غنی خود اولین تصویری که از خود به مخاطب القاء میکند بحث زیارت و حرم مطهر امام رضا (ع) است. همچنین با توجه به دیگر جاذبه های خود از جاذبه های طبیعی گرفته تا آرامگاه فردوسی و … در کنار زیارت، به صورت طبیعی بحث گردشگری را نیز در خود دارد.

به نظر میرسد با توجه به سابقه تاریخی و تصویر و هویت شهر مشهد، هر گونه برندسازی برای مشهد باید مبتنی بر گردشگری و زیارت باشد و اگر این محور اصلی مغفول واقع شود هر نوع برندسازی دیگر مانند صنعتی یا آکادمیک و … ناپایدار و موقتی و شکست خورده خواهد بود.

اما برای برندسازی استراتژیک مشهد بر محور زیارت و گردشگری آنچه در حال حاضر لازم است انجام اقدامات عملی برای تقویت تجربه زیارت و گردشگری است. متاسفانه در حوزه های مختلف بحث زیارت و گردشگری، از زیرساخت گرفته تا تجربه خود سفر و اسکان و راهنمایی مسافر و تفریحات و سرگرمی های جانبی و سامانه های هوشمند و … شهر مشهد دارای ضعف های بسیار است. به نظر میرسد بهتر است مدیریت شهری مشهد در تعامل با دیگر بازیگران عرصه شهر مشهد تمام قوای خود را متمرکز بر توسعه مشهد و ارائه تصویری مدرن مبتنی بر هویت و پیشینه مشهد در زمینه گردشگری و زیارت گذاشته و کلیه تلاشهای خود را در این زمینه متمرکز کند.

رویدادسازی های متنوع و جذاب (تجربه هایی مانند خیابان غذا، که البته باید با کمیت و کیفیت بسیار بالاتر اجرا شود) ، شناسایی و تقدیر و اعطای نشان به شهروندان موثر و مهم مشهدی، شبکه سازی های منابع انسانی دخیل در امر گردشگری و زیارت، ایجاد مراکز تفریحی و سرگرمی جذاب مکمل، زیرساخت سازی های قوی در این زمینه، ایجاد سامانه های هوشمند تسهیل گر امر زیارت و گردشگری و دیگر اقدامات مرتبط میتواند همه و همه دست به دست هم داده تا شهر مشهد هم به عنوان شهری با کیفیت سکونت بالا و هویت ریشه دار و به روز شده برای ساکنان آن باعث افتخار و جذاب باشد و هم به عنوان یک مقصد جذاب گردشگری و زیارت برای مردم کشور و دیگر مردم جهان.

یک آسیب هم در حوزه برندسازی ممکن است وجود داشته باشد و آن شعارزدگی است. درست است که در ادبیات برندسازی شهری لازم است شعاری به عنوان شعار برند شهری انتخاب شود، لیکن از آنجایی که در کشور ما بیشتر شعارها غالب هستند تا اقدامات، ایجاد شعار بیشتر میتواند منجر به اثر منفی شود. لذا پیشنهاد میشود برای برندسازی شهری مشهد در حوزه گردشگری و زیارت، مسئولان مربوطه فقط به عمل و اقدامات عملی جدی اکتفا کنند و شعاری برای این برند شهری انتخاب نکنند و بگذارند بعد از اقدامات عملی موثر آتی، شهر مشهد خود تصویر نوین خود را به صورت تصویر ذهنی و شعار برندشهری به کلیه مخاطبان خود القاء کند.

نوشته زیارت و گردشگری، برند ارگانیک و برند استراتژیک مشهد اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
https://bornaidea.ir/%d8%b2%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%af%d8%b4%da%af%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86%db%8c%da%a9-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b3/feed/ 0
خیابان غذا ی مشهد، نقاط قوت و ضعف https://bornaidea.ir/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%ba%d8%b0%d8%a7-%db%8c-%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af%d8%8c-%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b7-%d9%82%d9%88%d8%aa-%d9%88-%d8%b6%d8%b9%d9%81/ https://bornaidea.ir/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%ba%d8%b0%d8%a7-%db%8c-%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af%d8%8c-%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b7-%d9%82%d9%88%d8%aa-%d9%88-%d8%b6%d8%b9%d9%81/#respond Sat, 31 Mar 2018 09:48:29 +0000 http://bornaidea.ir/?p=3182 شهرداری مشهد در نوروز 1397 اقدام به ایجاد خیابان غذا در خیابان شهید باهنر نموده و تعداد زیادی از شهروندان و مسافران از این خیابان غذا بازدید داشته اند. در مورد خیابان غذا چند نقطه قوت و ضعف وجود دارد که در زیر بیان شده است. قبل از بیان نقاط قوت و ضعف باید به […]

نوشته خیابان غذا ی مشهد، نقاط قوت و ضعف اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
شهرداری مشهد در نوروز 1397 اقدام به ایجاد خیابان غذا در خیابان شهید باهنر نموده و تعداد زیادی از شهروندان و مسافران از این خیابان غذا بازدید داشته اند.

در مورد خیابان غذا چند نقطه قوت و ضعف وجود دارد که در زیر بیان شده است. قبل از بیان نقاط قوت و ضعف باید به این نکته اشاره شود که خیابان غذای مشهد فارغ از نقاط ضعفی که دارد ( که کم هم نیست) در مجموع نمره قبولی را میگیرد و برای شروع اقدام ارزشمند و مثبتی است و نقدهای بیان شده به هیچ وجه نافی زحمات و اقدامات ارزشمند و پیشروی شهرداری مشهد در این زمینه نیست بلکه نکات بهبود برای بهتر شدن این نوع تجربه ها در آینده است.

 

ابتدا نقطه قوت :  

1) نکته اول اینکه این اقدام بسیار اقدام خوب و راهگشای اقدامات موثر بعدی در این حوزه است و به همین علت فارغ از نقدهایی که به این کار هست باید به شهرداری مشهد و شورای شهر مشهد تبریک گفته و از تلاش دست اندرکاران این رویداد تشکر کرد. شهر مشهد واقعا نیازمند چنین رویدادهای مفرحی است که مشابه آن را تاکنون کمتر داشته است. متاسفانه شهر مشهد در بسیاری از موارد شهر غم شده است و بسیاری از اقدامات شاد نیز به دلایل مختلف در اینجا ممنوع شده و حداقل هایی که بسیاری از مردم کشور از آن برخوردار هستند نیز در این شهر وجود ندارد و حساسیت های بعضا بیجا باعث شده تفریح خاصی برای مردم مشهد وجود نداشته باشد. خیابان غذا از این جنبه که یک فضای تفریحی با سبکی نو (لااقل در مشهد) به وجود آورده است اقدامی ارزشمند است. همین که یک جاذبه جدید در شهر وجود داشته باشد که تا به حال وجود نداشته است. به هر حال خیابان غذا فتح بابی است برای اقداماتی بسیار وسیع تر و جذاب تر با تم تفریحی و این ارزشمند است.

 

نقاط ضعف (یا بهتر است بگوییم نکات قابل بهبود) :

1) وقتی در مشهد یک کار وسیع رسانه ای انجام میشود تحت عنوان افتتاح اولین خیابان غذای مشهد، خود به خود توقعات بالایی از این رویداد وجود دارد. یکی از موارد این است که این خیابان غذا، نماینده اکثر غذاهای مشهور و خوب مشهد و برندهای خوب مشهدی باشد. در خیابان غذا این اتفاق نیفتاده است. یعنی نمیتوان آن را نماینده غذای مشهد دانست. از غذاهای سنتی گرفته تا مدرن بسیاری از انواع غذایی که در مشهد بسیار محبوب هستند در این خیابان غذا دیده نمیشد. همچنین بسیاری از برندهای غذای مشهور مشهدی نیز هستند که برای خود دارای سبک هستند و جای خالی آنها در این خیابان غذا به شدت احساس میشد.

2) خیابان غذا جاذبه لازم برای دو بار بازدید کردن را ندارد. به عنوان یک رویداد جالب برای هر مشهدی یا مسافر شاید جالب باشد که یک بار به خیابان غذا برود و آن را ببیند اما عمدتا فاقد جذابیتی است که برای بارهای بعدی آنها را به اینجا بکشاند. این عدم جذابیت البته ناشی از مجموع نقاط ضعفی است که در اینجا به آن پرداخته شده است.

 

خیابان غذا مشهد

3) رویکرد محتوایی ضعیفی در مورد غذاها و رویدادهای جانبی وجود داشت. از لحاظ محتوایی این خیابان غذا مورد خاصی برای عرضه نداشت. مخصوصا این که تم اصلی این خیابان غذا تم فرهنگی و اجتماعی است اما از نظر فرهنگی و اجتماعی محتوای خاصی در این غذاها وجود نداشت. به این معنی که به طور مثال غذاهای سنتی مشهدی یا خراسانی و یا حتی ایرانی بسیار محدود وجود داشت. یکی از جاذبه های چنین رویدادهایی این است که از لحاظ محتوایی نمایانگر فرهنگ و سنن یک جامعه باشد. این فرهنگ و سنن هم میتواند در غذاها وجود داشته باشد و هم در روشهای تولید غذا مثلا از روشهایی بدیع تر یا سنتی تر استفاده میشد و یا حتی نوع پوشش فروشندگان و تزیینات غرفه و خدمات جانبی و فرهنگی ارائه شده. در خیابان غذای مشهد این امر به صورت بسیار کمرنگ تر از آنچه انتظار میرود وجود داشت و یکی دو غرفه آن هم به صورت بسیار محدود چنین تم فرهنگی و محتوایی داشتند. البته در ابتدای ورودی خیابان غذا اتوبوسی برای نقالی شاهنامه وجود دارد که اقدامی ارزشمند است ولی همانطور که گفته شد انتظار بسیار بیشتری از جنبه های مختلف محتوایی از این رویداد میرود.

4) قیمتهای نامناسب. در چنین جشنواره ها و رویدادها عرف این است که عرضه کنندگان و شرکت کنندگان در این جشنواره خدمات خود را به قیمت پایین تر و به صورت جشنواره تخفیف عرضه کنند که خود باعث جذابیت بیشتر رویداد و انگیزه ای برای حضور چند باره خانواده ها در آن باشد، ولی در خیابان غذا چنین چیزی وجود ندارد و قیمتها تفاوتی با بیرون ندارد و تخفیفی اعمال نمیشود و این از نکات ضعف و باعث بازخورد نامناسب میشود.

خیابان غذا مشهد

5) عدم وجود فضای مناسب برای مراجعان جهت استراحت و صرف غذا. خیابان غذا همانطور که از نام آن پیدا است باید محلی مناسب باشد برای صرف غذا، اما متاسفانه اینطور نبود. به این معنی که نه جای کافی برای تردد عابران وجود داشت و نه محل مناسب و کافی برای نشستن و استراحت و یا صرف غذاهای خریداری شده. باید توجه شود که به هر حال در این نوع رویدادها مشتری مداری حرف اول را میزند و اگر امکانات و تسهیلات خوبی برای انواع مشتریان فراهم نشود باعث بازخورد منفی شده و اثرات بدی خواهد داشت. فضای خیابان غذا در مجموع دارای عرض کمی است که تردد را با مشکل مواجه میکند، فضای نشستن و غذا خوردن بسیار کمتر از آنچه باید باشد است و اینها باعث ایجاد یک تجربه بد برای مشتری میشود. ضمن اینکه به طور مثال از لحاظ قیمتی هم تخفیف و مزیتی در این خیابان غذا وجود ندارد که مشتری این کمبود جا و فضا را به خاطر آن تحمل کند. بنابراین شاید مشتریان ترجیح دهند حال که قرار است همان قیمت بیرون را بپردازند و جاذبه جانبی خاصی نیز در آنجا وجود ندارد پس این خرید غذا را در رستورانهای بیرون انجام میدهند که اقلا فضای نشستن و صرف غذای مناسبی داشته باشند.

6) جانمایی نامناسب. اینکه برای یک کار موقتی دو هفته ای یک خیابان شهر بسته شده و تبدیل به خیابان غذا شود به نظر ایده جالبی نیست. این کار هم باعث ایجاد مزاحمت برای سکنه آن محدوده شده و مخصوصا خیابان باهنر که یکی از آرام ترین خیابان های مشهد است را با ترافیک و ازدحام بسیار بالا مواجه میکند و قطعا باعث سلب آرامش بسیاری از اهالی میشود. ضمن اینکه به دلیل عدم وجود زیرساختهای مناسب در این خیابان مشکلات متعدد به وجود می آید که یکی از مشخص ترین آنها کمبود جا و فضای لازم است. به نظر میرسد برای ایجاد چنین خیابانی که فقط در ایام عید وجود دارد بهتر بود شهرداری در یکی از پارکهای بزرگ خود چنین اقدامی را انجام میداد (مثلا پارک ملت، یا کوهسنگی و …) که هم متعلق به خود شهرداری است و انواع امکانات در آنجا در دسترس است و هم از لحاظ فضا دیگر محدودیتهای مکان فعلی را نداشت و مثلا فضای دور استخر پارک کوهسنگی یا پارک ملت دارای وسعت بسیار بوده و بازدید کنندگان هم از لحاظ دسترسی و هم نشستن و صرف غذا و باز بودن فضا و … در راحتی خیلی بیشتری میبودند. البته اگر قرار بود این خیابان غذا یک رویداد بلند مدت تر باشد معادلات آن فرق میکرد و لیکن در حال فعلی به نظر میرسد استفاده از پارکهای بزرگ شهری یا فضاهای مشابه آن بسیار مناسب تر میبود.

 

خیابان غذا مشهد

7) عدم وجود خلاقیت. با اینکه خود خیابان غذا در نوع خود و برای مشهد نوعی خلاقیت محسوب میشود اما در درون خود از جنبه های مختلف محتوایی و فضایی و ظاهری و … فاقد خلاقیت مناسب است. به این معنی که در این خیابان غذا تقریبا میتوان گفت همان غرفه های غذا و رستوران ها در بیرون عینا به داخل آمده اند و نه خلاقیتی در پذیرایی مشاهده میشد نه در نحوه طبخ غذا نه در رویدادهای جانبی و نه فضا آرایی و … . انتظار میرفت از جنبه های مختلف بر روی موارد خلاق و بدیع که برای مراجعه کننده جذابیت داشته باشد غنای بیشتری به این خیابان غذا داده میشد.

8) برخی ایرادات جزئی هم وجود داشت مثل اینکه چرا باید سردر خیابان غذا با فونت و شکل بسیار درشت تر عبارت Food Street نوشته شود و چرا همان عبارت فارسی درشت تر و بهتر و غالب نبود. و یا آیا نمیشد اسمی زیباتر و بهتر برای آن انتخاب میشد و از اسامی مربوط به غذا در فرهنگ سنتی ایرانی و با غنا و محتوای بالاتر استفاده میشد؟

 

در مجموع همانطور که در ابتدای نوشته بیان شده علیرغم این نقاط ضعف باتوجه به اینکه خیابان غذا تجربه جدیدی است میتوان برای تجربه اول این نقاط ضعف را نادیده گرفت و نفس این کار را کاری مناسب و زیبا و در خور تقدیر دانست. امید است در آینده با یادگیری از تجربیات مشابه قبلی کارهایی با عمق و کیفیت بالاتر انجام شود.

 

خیابان غذا مشهد

 

خیابان غذا مشهد

نوشته خیابان غذا ی مشهد، نقاط قوت و ضعف اولین بار در برنا ایده | تجارت الکترونیک و بازاریابی و فروش اینترنتی پدیدار شد.

]]>
https://bornaidea.ir/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%ba%d8%b0%d8%a7-%db%8c-%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%af%d8%8c-%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b7-%d9%82%d9%88%d8%aa-%d9%88-%d8%b6%d8%b9%d9%81/feed/ 0